![]()
جنگ جهانی اول
با آغاز جنگ جهانی اول اروین رومل هم به جبهه فرستاده شد و در فرانسه، رومانی، ایتالیا و رشتهکوههای وترمبرگ جنگید. موفق به دریافت سه بار مدال صلیب آهنین درجه اول نائل آمد و یک بار عالیترین مدال آلمان در زمان رایش دوم یعنی مدال پروس را دریافت نمود. و این به خاطر جنگیدن در رشته کوههای غرب اسلوونی در میدان نبرد ایسونزو و پیروزی در میدان نبرد بود. رومل همچنین در رشته کوههای غرب اسلوونی در نبرد لونگارنو ۱۵۰ افسر و ۹۰۰۰ سرباز ایتالیایی را اسیر نموده و ۸۱ دستگاه توپ جنگی به غنیمت گرفت.همچنین یک بار به دسته پیاده 'فردریک پائولس' ژنرال مشهور شتافت به به او کمک شایانی کرد.
در میانه جنگ جهانی اول و دوم
با قبول صلح آلمان با دولتهای متفق و امضای صلحنامه ورسای که یکی از عاملهای شروع جنگ جهانی بعدی بود آلمان مجبور شد برابر با پیماننامه تعداد نظامیان خود را تا صد هزار نفر کاهش دهد که این برای کشوری به بزرگی آلمان و ارتش کلاسیک آن فاجعه بود. به همین دلیل ارتش آلمان مجبور بود سربازهای خود را اخراج کند و فقط افسران باتجربه و کارآمد را نگه دارد. از آنجایی که رومل دوست داشت به عنوان یک افسر عملیاتی باشد، همانند هم درجهداران خود به آموزش کارآموزان در دانشکدههای نظامی پرداخت. در بین سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۲ در دانشکده نظامی درسدن و بین سالهای ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۷ در پوتسدام شروع به تدریس و آموزش جوانان آلمانی نمود. در همین سالها رومل کتاب خود را با نام وقتی پیاده نظام حرکت میکند را نوشت که نوع آوری در نوشتهها و کتابهای نظامی آن زمان به حساب میآمد و در حال حاضر نیز مورد استفاده دانشگاههای معتبر نظامی دنیا است. خواندن کتاب مذکور سبب آشنایی هیتلر و رومل بودهاست. رومل عضو گروه جوانان هیتلر شد و به آنان آموزش داد. وی در ادامه کتاب اولش کتاب نقش تانک در حمله را نوشت. در این زمان رومل سرهنگ بود.
آغاز جنگ جهانی دوم
با آغاز جنگ جهانی دوم و حمله آلمان به لهستان و فتح ورشو پایتخت لهستان رومل از لهستان به برلین بازگشت و برای سازماندهی رژهٔ ارتش آلمان برای هیتلر و همراهانش آماده کار شد.
پیشروی به سوی فرانسه
قبل از شروع نبرد فرانسه هیتلر که احترام زیادی برای رومل قائل بود از او پرسید که چه چیزی باعث خوشحالی شما خواهد گردید و رومل بیدرنگ جواب داد: فرماندهی یک واحد زرهی. پس از این گفتگو او به جای ژنرال اشتومه به فرماندهی لشکر هفتم زرهی منصوب گردید. لشکری که پس از مدتی تحت فرماندهی او به لشکر اشباح معروف گردید. در ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۱۹ (۱۳۴۰م) لشکر زرهی هفتم آلمان و گردان پانزدهم آن به فرماندهی ژنرال هوت تا بلژیک پیش رفته بودند ولی در خاک بلژیک با مشکلاتی مواجه شده بودند. وقتی به رودخانه میوز نزدیک دایانت رسیده بودند پلها توسط بلژیکیها برای کند کردن حرکت لشکر آلمان نابود شده بود و هر کس میخواست پیش برود با تک تیر اندازان و بمباران توپخانههای بلژیکی روبرو میشد در چنین زمانی ارتش آلمان نیاز به نارنجکهای دودزا برای پنهان ماندن و حمله سریع احتیاج داشت. این مشکل توسط رومل حل شد بدین ترتیب که از مشعل خانهها استفاده شد و به هر تعداد توانسته بودند مشعل جمعآوری کردند و بعد از ایجاد دود غلیظ با استفاده از پلهای پلاستیکی و سبک و قایق تانکها را از رودخانه میوز عبور دادند و بدین ترتیب توانستند در آن جنگ پیروز شوند و درون خاک بلژیک پیش روند.
نبرد شمال آفریقا
در ۱۲ فوریه ۱۹۴۱، اروین رومل وارد لیبی شد تا فرماندهی سربازانی را که برای تقویت متحدین ایتالیایی آلمان فرستاده شده بودند بر عهده گیرد. واحدهای آلمانی به سرعت گسترش یافته و به شکل یک سپاه در آمدند و به "سپاه آلمان در آفریقاًیا Deutsches Afrikakorps شهرت پیدا کردند.
در ۲۴ مارس ۱۹۴۱، رومل حملهای ترتیب داد و با دور زدن توبروک، در ۱۴ آوریل به مرز مصر رسید. در آنجا نیروهای بریتانیایی متخاصم و متحدان آلمانی- ایتالیایی تا نوامبر ۱۹۴۱ در بن بست قرار گرفتند. ارتش هشتم بریتانیا (شامل سربازانی از انگلیس، استرالیا، هند، آفریقای جنوبی، نیوزلند و فرانسه آزاد) - که از نو سازمان یافته بود- با بهره گیری از تغییر مسیر منابع مادی و انسانی از افریقای شمالی به جبهه شرق در اروپا در تابستان و پاییز، طی عملیات معروف به «جنگجوی صلیبی» به مواضع رومل حمله کرد. بریتانیاییها بعد از شکستهای زودهنگام، ارتشهای محور را به لیبی عقب راندند، پادگان واقع در توبروک(طبرق) را آزاد کردند و رومل را مجبور کردند تا در ۶ ژانویه ۱۹۴۲ به العقیله (در مرز استانهای لیبیایی سیرنایکا و تریپولیتانیا) عقب نشینی کند. توانایی آلمانیها در انتقال منابع به آفریقای شمالی بعد از تثبیت کردن جبهه شرقی در ژانویه ۱۹۴۲ و تغییر مسیر منابع بریتانیا برای مقابله با تهدید نیروهای ژاپنی در اقیانوس آرام بعد از ۷ دسامبر ۱۹۴۱، به رومل این امکان را داد تا حمله دیگری را در ۲۱ ژانویه آغاز کند. طی دو هفته، سربازان محور به الغزاله در غرب توبروک رسیدند. در ۲۶ ماه مه ۱۹۴۲، سربازان آلمانی و ایتالیایی دست به حمله دیگری به نام "ونیزیاً زدند و توانستند توبروک را محاصره و نیروهای متفقین را به مرز مصر عقب برانند. در ۲۱ ژوئن، توبروک سقوط کرد و نیروهای رومل بریتانیاییها را تا مصر دنبال کردند. هیتلر برای قدردانی از او به وی درجه فیلد مارشالی داد.
فیلد مارشال اروین رومل تنها رهبر نظامی در جنگ جهانی دوم بود که نه تنها ایدهآل افراد زیر امرش بود بلکه شدیدا مورد ستایش دشمنانش نیز بود، وینستون چرچیل از او به عنوان ژنرالی بزرگ چنین یاد کرد: «تحرک و جرات او در شمال آفریقا، فجایع هولناکی را بر ما وارد کرد.» لیدل هارت از او به عنوان یک نابغه نظامی یاد کرد که در شمال آفریقا به عنوان قهرمانی برای سربازان ارتش بریتانیا که با او میجنگیدند در آمده بود. او اضافه میکند در طول قرنها تاریخ جنگ در مقایسه با وی تنها ناپلئون چنین تاثیری بر روی وی داشتهاست.
لقب روباه صحرا که مبلغینش به وی داده بودند، نه به خاطر تحقیر، بلکه در ستایش زیرکی، سرعت عمل و قدرت تصمیم گیری آنی او بود. گزارشها و شرح شجاعتهای حماسی رومل در جنگیدن، جهانی شده بود. با وجود عقب نشینیهای تاکتیکی که او گاهی انجام میداد، او ارتش هشتم متفقین را مداوم به سوی شرق عقب میراند. شهرت او چنان به اوج رسید که یک فرمانده بریتانیایی لازم دید تا به سربازانش گوشزد نماید که: «رومل نه جادوگر است و نه یک سوپر من». در نبوغ نظامی و استثنایی بودن رومل همین بس که ژنرال مونتگومری فرمانده ارتش هشتم متفقین در مورد او گفته بود: «بزرگترین افتخار دوران نظامی بودنم این است که، هم رزم من مارشال رومل بود.»
در ژوئیه ۱۹۴۲، بریتانیاییها نیروهای محور را در العلمین متوقف کردند. به رغم موفقیت بریتانیاییها در متوقف کردن رومل، نخست وزیر بریتانیا، وینستون چرچیل فرماندهان نظامی ارشد خود در خاورمیانه را تغییر داد و ژنرال سر هارولد الکساندر را به عنوان فرمانده کل نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه و سرتیپ سر برنارد ال. مونتگومری را به عنوان فرمانده ارتش هشتم منصوب کرد.
در ۳۰ اوت ۱۹۴۲، محور آخرین حمله خود در صحرای غرب را انجام دادند. در ۳ سپتامبر، بریتانیاییها واحدهای محور را در نبرد علم الهلفا - درست در جنوب العالمین- متوقف کردند. مونتگومری بعد از جمعآوری سربازان و تجهیزات - از جمله تانکهای جدید آمریکایی- در ۲۳ اکتبر ۱۹۴۲ به نیروهای رومل در العالمین حمله کرد. ده روز بعد، نیروهای محور مجبور به عقب نشینی شدند. نبرد العلمین جایی است مسیر جنگ جهانی دوم بر میگردد متفقین از نیرویی مدافع به نیرویی مهاجم تبدیل میشوند. (در اصطلاح نظامی از حالت پدافند به آفند در آمدند) البته باید گفت رومل فقط به خاطر ضعف تدارکاتی شکست خورد و نه ضعف تاکتیتکی و فرماندهی.
رومل به امید حفظ نیروهای رزمنده خود برای نبرد در یک موقعیت استراتژیک بهتر، به سرعت به لیبی عقب نشینی کرد و در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۳ تریپولی پایتخت لیبی را ترک کرد و یک هفته بعد به مرز تونس رسید.
نرماندی
بعد از اتمام نبرد در شمال آفریقا هیتلر رومل را به فرماندهی خطوط دفاعی شمال فرانسه معروف به دیوار آتلانتیک منصوب کرد.
قوای متفقین تصميم گرفت كه تهاجم سراسری خود در جبهه نرماندی را در بامداد روز ششم ژوئن ۱۹۴۴ كه هوا تا حدی مهآلود بوده و آلمانها قدرت ديدشان بر سطح دريا بسيار اندك است انجام دهند.
روز حمله را با نام رمز«D-Day»، (روز- دی) ناميدند.
فرماندهی دفاع از ديوار آتلانتيك برعهده دو نفر مارشال آلمانی بود. در بخش منتهی به سواحلی كه به شهر «كان» ختم میشد، مارشال رومل (Rommel) و در منطقهای كه به بندر شربورگ ختم میشد، مارشال «روندشتدت» (Rundstdt) دفاع از ساحل فرانسه را برعهده گرفت.
عمليات هجوم به نرماندی به وسيله ۱۶ هزار هواپيما كه پنج هزار فروند آن شكاری و سه هزار و ۵۰۰ فروند آن بمبافكن سنگين و بقيه از انواع هواپيماهای ديگر بودند، آغاز شد و همچنين شش هزار كشتی سربازبر به غير از تانكهای شناور (آمفيبي)، ۱۶۲۱ رزمناو و ناوشكن و ۱۵۰۰ كشتی اژدرافكن و مين جمعكن از بامداد ششم ژوئن عمليات جنگی بر ضد ديوار آتلانتيك و سپس پياده شدن قوای متفق را آغاز كردند.
چرچيل، نخستوزير انگلستان در خاطرات خود مینويسد: در مرحله اول عمليات كه در بامداد ششم ژوئن انجام شد، پنج هزار و ۲۰۰ تن مواد منفجره به وسيله كشتیهای متفقين روی آشيانههای بتونی ريخته شد و به موازات آن ۱۴ هزار و ۹۰۰ بار پرواز بمبافكنهای سنگين بر فراز ديوار و پشت خطوط تداركاتی موجود انجام شد. دشمن يعنی آلمان به حدی غافلگير شد كه نتوانست بيش از يكصد بار پرواز جنگی بر فراز كشتیهای ما انجام دهد. هواپيماهای آمريكايی در دستههای يكصد فروندی، خطوط دفاعی و تداركاتی آلمان را در فرانسه و خاك اصلی آلمان به صورت مداوم بمباران كردند به نحوی كه خط دفاعی آتلانتيك در چند نقطه دچار شكاف شد و نيروهای آمريكايی و انگليسی به پشت ديوار بتونی رخنه كردند.
در جريان يكی از اين عمليات هوايی اتومبيل مارشال رومل مورد حمله هوايی قرار گرفت و زخمی شد ولی به سرعت او را معالجه كردند به طوری كه توانست به اتفاق مارشال «روندشتدت» به برلين نزد هيتلر برود و از او خواست قوای آلمان قبل از نابودی كامل برای دفاع از ميهن آلمان عقبنشينی كند تا در نبرد آينده توفيقی به دست آيد.
هيتلر، اكيدا با عقبنشينی مخالفت كرد ولی مارشال رومل در جواب مارشال كايتل (Keitel) كه گفت پس بايد چه كنيم، با عصبانيت گفت كه احمقها، صلح!(تصحیح: این جمله معروف از فیلد مارشال روندشتت است که باعث عزل او از مقامش شد. این موضوع در کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" اثر شایرر به تفصیل آورده شده است)
پس از شكاف ديوار آتلانتيك روزانه ۲۵ هزار سرباز متفق وارد فرانسه میشد. در ۱۹ ژوئن تمام شبهجزيره «كوتانتين» سقوط كرد و در ۲۷ ژوئن بندر شربورگ به دست متفقين افتاد و سپس كاملا ديوار آتلانتيك سقوط كرد.
هيتلر بعد از اين شكست در ژوئيه ۱۹۴۴ مارشال فون كلوكه (Von Kluge) را به فرماندهی نيروهاي آلمان در فرانسه رسانيد و مارشال «رومل» و «روندشتدت» به برلين احضار شدند. اين در حالی بود كه هواپيماهای متفقين خاك اصلی آلمان را به شدت بمباران میكردند و پاريس به زودی فتح شد و راه برای پيادهنظام متفقين به داخل آلمان باز شد.
پایان کار
ژنرالهای آلمانی به ویژه مارشال رومل وقتی وضع اسفناک ملت آلمان را ملاحظه کردند، تصمیم گرفتند که با کشتن هیتلر، با دولتهای غرب صلح کرده و نبرد در جبهه شرق را ادامه دهند، بنابراین در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ «سرهنگ فن اشتوفنبرگ» (Von Stauffenberg) که یکی از افسران زیردست مارشال رومل بود و در جبهه جنگ شمال آفریقا چشم چپ، دست راست و دو انگشت از دست دیگرش را از دست داده بود و مورد احترام پیشوا بود و همیشه نیز میتوانست با او ملاقات کند، با کیف حامل بمب ساعتی به مقر ستاد جنگ که هیتلر در آنجا حضور داشت وارد شد و پس از آن که به بهانهای از سالن خارج شد، بمب منفجر گردید ولی هیتلر کشته نشد، فقط آرنج او زخمی و پرده یکی از گوشهایش پاره شد. در نتیجه توطئه گران دستگیر و به بدترین وضع اعدام شدند. فقط به مارشال رومل تکلیف شد که با کپسول سیانور خودکشی نماید.
روزی که مارشال رومل خودکشی کرد
۱۴ اکتبر سال ۱۹۴۴ فیلد مارشال اروین رومل (تلفظ انگلیسی آن: رامل) نابغه نظامی و افسر معروف آلمان که متهم به آگاهی قبلی از توطئه سوء قصد نسبت به جان هیتلر شده بود خودکشی را بر محاکمه شدن ترجیح داد، زیرا که محاکمه او به تضعیف روحیه نظامیان در حال جنگیدن میانجامید و به سود آلمان نبود. طبق پارهای از گزارشها، در این روز دو ژنرال آلمانی با رومل ملاقات کردند که یکی از این دو راه را انتخاب کند: خودکشی و حفظ عنوان قهرمانی و دفن با تشریفات نظامی و رعایت احترامات؛ یا محاکمه در دادگاه نظامی و ... و او خودکشی را برگزید.
رومل در لحظه سوء قصد به هیتلر در بیمارستان بستری بود زیرا که در جبهه نرماندی زخمی شده بود. گویا سوء قصدکنندگان قبلا او را از تصمیم خود آگاه ساخته و این عمل را به سود آلمان که دیگر امیدی به پیروزیاش مگر تکمیل سلاح اتمی نبود میدانستند. رومل ۵۲ سال عمر کرد.
مشخصات
اروین رومل